السيد الخميني ( مترجم : فهرى )

شرح دعاى سحر 20

شرح دعاى سحر ( فارسى )

از قيل و قال مدرسه‌ام حاصلى نشد جز حرف دلخراش پس از آن همه خروش دستى به دامن بت مه طلعتى زنم اكنون كه حاصلم نشد از شيخ خرقه پوش طالب و سخنان دلنشين امام در تهذيب اخلاق و تكميل نفس و اخلاص در عمل از عاليترين و مؤثرترين سخنانى است كه اين ناچيز تاكنون بدانها اطلاع يافته‌ام . قسمتى از آن مطالب را در كتاب پرواز در ملكوت و كتاب ريا چاپ و منتشر نموده‌ام و از خداوند توفيق مى طلبم كه بقيهء مطالب حيات بخش امام را نيز به تدريج در دسترس علاقمندان و پيروان حق و فضيلت قرار دهم . امام نسبت به مقامات انبياء و اولياء و عالم ماوراء طبيعت آنچنان عشق مى ورزيد كه هنگام مطالعهء برخى از كتابهاى عرفانى كه كوته نظران از مطالعهء آن احتراز داشتند ، بي اختيار اشك از ديدگانش فرو مى ريخت . مسائل عرفانى آنچنان در نظر ايشان جنبهء شهودى داشت كه آنچه را مى نوشتند كاملا به آن يقين داشتند و هرگز مطلبى مشكوك و يا مظنون در مسائل عرفانى را منعكس نمى كردند . در لطافت روح عرفانى امام همين بس كه كوچكترين اسائهء ادب به ساحت عارفان واقعى را كه عمرى در كوى دوست قدم زده و به جستجوى محبوب به سر برده‌اند سيّئهء كبيره مى خواند و اصولا اين نوع علوم و معارف را علوم همگانى نمى دانست و مى فرمود براي درك اين مسائل ، ذوقى خاص و ذهنى ويژه لازم است كه حقيقت را آنچنان كه هست درك كند و در غير اين صورت اذهان نامساعد و نفوس غير مهذب - و به تعبير ديگر